فهرست ها

شعر در وصف کودکان شهید مدرسه میناب

شعر در وصف کودکان شهید مدرسه میناب

از میان کوچه‌‌ها با شوق رفت...

کوله‌اش پر از کتاب و دفتر است
در خیالش با عروسک‌‌های خود

باز می‌خندد؛ چرا که دختر است!

صبح بود و باز درس و مدرسه

صبح بود و باز شوق کودکان
داشت املا می‌نوشت و جنگ شد

ناگهان دستش میان آسمان...
خنده‌های کودکان آتش گرفت

کوله‌هاشان زیر آوار جنون
پیکر گل‌های سرخ مدرسه

تا به آغوش خدا رفته کنون
انفجار و کیف و کفش و مقنعه

جامدادی، لقمه‌ی امروز او...
صبح بود و بوی تلخ دشمنی

صبح بود و صورت جانسوز او
#سعید_امامی

#کتابدار_کتابخانه_عمومی_شهید_بهشتی

#کرمانشاه

اخبار و اطلاعیه